باورمان نیست

متن مرتبط با «سیزین» در سایت باورمان نیست نوشته شده است

xa0آی بالالاریم الله سیزین باشیزی اوجاتسین

  • نیلوبلاگ

    آی بالالاریم الله سیزین باشیزی اوجاتسین مامان جانم، دور سرت بگردم، بیتابی نکن، درد همه ما که یکیه، غصه چی را میخوری؟ خودم میام فرشهایت را چنان میشورم که نو تر از قبلش شود، حالا بیا این لقمه را بگیر، بعدش را خدا کریم است؛ سرم را به طرف صدا میچرخانم، جوانی با شلوار کتانی شش جیب جنگی، موهای پریشون و چشمهای خواب آلود که در یک دستش ظرف سفید یکبار مصرف غذا و در دست دیگرش لقمهای است که برای آن مادر گرفته است؛ نگاهش میکنم، متوجه من نیست، دوباره همین که میخواهد یک لقمه برای خود بگیرد، دو بچه به طرف...

    ادامه مطلب