باورمان نیست

چه داستان غم انگیزی است غم از دست دادن عزیزی .
باورمان نیست که دیگر صدایت را نمی شنویم و قامتت را نخواهیم دید ای پدر . سالها سنگ صبور برایمان بودی و هم صحبت ، منزلمان بی مأوای تو لطفی ندارد و نگاهمان هر رور با شوق، کوچه و خیابان را می پاید. مثل روز هایی که می آمدی از دور . دلمان در هجران تو چه می کشد و طنین صدای دل نشینت همچنان در گوش و مهربانیت در قلب ماست. آن روز هایی که در بین عزاداران حسینی میان داری می کردی و سینه ات را آماج دستانت می نمودی هرگز از یادمان نخواهد رفت . وقتی تن رنجورت که در بستر یک بیماری نسبتاً طولانی، کبود دیدیم دلمان به شدت گرفت و خدای را خطاب قرار دادیم به حق حسینی که آنگونه خالصانه برایش عزا داری می نمودی و دو ماه محرم و صفر لباس مشگی از تنت بیرون نمی افتاد تو را مورد رحمتش قرار دهد. و نیز ازیاد نخواهیم برد در دوران دفاع مقدس با داشتن چند فرزند نو جوان و خردسال به عنوان یک رزمنده داوطلب به جبهه رفتی و درعملیات پیروزمندانه فتح المبین شرکت نمودی و از خاطرات آن برایمان می گفتی که چگونه در این عملیات، سپاه خصم تار و مارشد و صدها کیلومتر از خاک ایران عزیز آزاد گردید . آری اگر رشادت های جوانان آنروز و مقاومت مردم آن زمان نبود با این هجوم همه جانبه دشمن، دیگر نه از تاک نشانی بود و نه از تاکستان و امروزه نیز اگر مقاومت جوانان مخلص در دفاع از حریم امنیت کشور نباشد چه خارج از وطن برای وطن مانند شهید حججی که وقتی پیکر بی سرش را آوردند برای استقبال و تشییع جنازه اش نه تنها در شهر های مسیر غوغا شد که کشور خروشید و چه در وطن برای وطن همانند 27 شهید اخیر که در استقبال و تشییع پیکرشان در استان اصفهان شکوهی را مشاهده نمودیم که کمتر مشابهش را دیده بودیم و خاطره تشییع بیش از 300 شهید در دوران دفاع مقدس یک روزه شهرمان را تداعی کرد. و شهدا و ملت بصیر این پیام را می رسانند. "امنیت کشور و جهاد در راه اسلام عزیز را نمی توان فدای بازار آشفته اقتصادی کنونی که حاصل زیاده طلبی، خوی اشرافی گری ، خود خواهی، اسراف و تبذیر، بی تدبیری و فشار و تحریم خارجی است نمود".
اما ای عزیزان مرگ نزدیک است، خویش خویشتن است و مرگ ضرورتی است که باید فهمید و راهی است که باید رفت و روزی آن را خواهیم دریافت . عزیزانمان هریک به نوبت رفته و ما نیز در نوبت، و آنگاه که ناقوس مرگ به سراغمان می آید پشیمانی از اعمال نه چندان خوب مان سودی نخواهد داشت و اشگ هایی که سنگ قبر ما را خواهد شست با خود درون خاک این زمزمه را خواهیم داشت ،ما چه کرده ایم تا لایق این اشکها باشیم .
چه استعداد های شگفتی در درون خاک داریم که شرمساری سکوت فضای این خاک را در نوردیده است و ما نیز روزی در دامن سکوت خاک خواهیم ماند و آنچه که باقی خواهد ماند آثار عمل است. عمل! ما چه کرده ایم دستمان خالی نباشد تا در برزخ و قیامت که با انذار کلام وحی در آن شکی نیست جوابگوی اعمالمان باشیم .
مرگ نزدیک است و به سادگی افتادن برگ خشکی است از شاخه، و به آسانی عبور لحظه ای از پس لحظه ای، از دست رفتن خود چه دشوار و سخت است و نیز آن را می دانیم اما در باورمان نمی آید چرا که ما زندگی جاوید می خواهیم اما این جهان گنجایشش را ندارد و جهانی دیگر باید. مرگ ناخوشایند است و آنگاه برایمان گوارا خواهد بود که به قانون خداوندی اعتقاد داشته باشیم " کل ذائقه الموت" و نیز " انا لله و انا الیه راجعون ".
و در پایان ضمن تسلیت به خانواده مرحوم اسفندیاری تبریکی را به همسر و فرزندانش خواهیم داشت. این سعادت را داشتند تا در مدت نسبتاً زمانی طولانی در خدمت پدر پیر و زمین گیرشان بوده بدون آنکه شِکوِه ای داشته باشند، ایشان را به خوبی پرستاری نمودند و این درسی است برای کسانی که وضعیت مشابهی دارند. امید است از خداوند پاداش صبوریشان را دریافت نمایند و چه پاداشی بهتر از آمرزش پدر و توفیق صبر برای خود زیرا خداوند این نوید را داده است "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ".
ع- نوری اسفند ماه 97
باورمان نیست...ما را در سایت باورمان نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 121