بهاران خجسته باد
![]()
چرا باران ! چرا سیل!
به شکرانه بارندگی های کم سابقه و خوبی که مشکل کم آبی و خشکسالی را برای سال جاری بر طرف نمود و نه تنها مشکل آب خوردن که مشکل تأمین آب صنعتی و کشاورزی را نیز تا حدود زیادی حل کرد و به گفته مقام مسئول وزارت نیرو حدود دو و نیم میلیارد متر مکعب آب شیرین را به آب های ذخیره پشت سدها اضافه نمود ضمن این که بیشتر تالابها و دریاچه های داخل کشور را از خشکی و نابودی نجات داد اگر چه متاسفانه با تلفات و خسارتهای هنگفتی بر اثر جاری شدن سیل در برخی از مناطق کشور مواجه بودیم که هشداری است برای تمامی ما، اعم از مسئولین و آحاد مردم، تا از خواب غفلت بیدار شده و پیشگیری های لازم را داشته و با طبیعت مهربان تر بوده و تنها امیدمان به خدا باشد که علی رغم تمامی پیش بینی های علمی مبنی بر خشک سالی های ممتد، بنابر تغییر شرایط اقلیمی، که بزر گترین دغدغه ما بود، ابر ها را از نواحی غرب مامور می کند تا در کوهها و دشتهای ما ببارد بدون آنکه تحریمهای غرب بتواند جلو دارش باشد و باورش حتی برای با سواد ترین کارشناس محیط زیست ثقیل بود که اظهار نمود "این پدیده اتفاقی بوده است! " اما باید در نظر داشته باشیم که هیچ پدیده ای ولو اتفاقی، بدون علل، بروز و ظهور نمی یابد آن هم در چند نوبت متوالی!. و نیز ثابت گردید حکمت و قدرت خدا عظیمتر از آن است که در تحلیل و مدیریت انسان بگنجد.
بیایید با کمک های خود همو طنان سیل زده را یاری رسان باشیم
با آرزوی بهار و سالی خوب و توأم با موفقیت برای شما عزیزان تصمیم بر این است در این فصل چنانچه توفیق حاصل شد بیشتر در رابطه با طبیعت خدمتتان باشیم. در اسفند ما گذشته به مناسبت روز در ختکاری گزارشی ازیک سایت معتبر خبری آمده بود که نظر تهیه کننده مطلب را جلب نمود آن را تلخیص و با توضیحاتی ویرایش نمودم تا خدمت عزیزان بویژه طبیعت دوستان تقدیم گردد. لطفاً به نکاتی که در پست آتی خواهد آمد و نتیجه گیری نوشتار است را نیز مطالعه نمایید و با دیدن تصاویر زیبایی از کوه عینالی در پست بعدی لذت یک سفر مجازی را نیز با خود داشته باشید. پیر مرد کوهنورد عاشق طبیعت

اگر به تبریز رفتید کوهی سرخ فام در شمال تبریز قرار دارد به نام عینالی (عون بن علی) و با پیرمرد۷۷ سالهای دیدار می نمایید که نامش ذولفعلی جوادی است. و به عشق طبیعت درخت می کارد او یک کوهنورد حرفهای است که ۶۵ سال از سالهای عمرش را کوهنوردی کرده است یعنی از زمانی که پسر بچهای ۱۰، ۱۲ساله بود، وی با یادآوری آن روزها میگوید"در ابتدا کارم فرش بافی بود علاوه بر کوهنوردی با وانت و مینیبوس کار کرده و در کنار آن با مینیبوس کوهنوردان را جابهجا میکردم." و این می رساند که اگر کسی در اوایل زندگی سختی کشیده به شرط اینکه را ه را درست رفته باشد موفقیتش ده ها برابر است و درسی است که فرزندان را ضمن این که باید آنها را راهنما و پشتیبان باشیم در ناز و نعمت زیاد قرارشان ندهیم زیرا تحمل سختی ها و مشقات را نخواهند داشت.کوهنوردی نقطه عطف زندگی این پیر مرد77ساله است و تمام کوههای ایران را فتح کرده است کوههایی که اسم خیلی از آنها را از یاد برده و فقط به گفتن کوههای، سهند، ساوالان، قبله، جام و دماوند اکتفا کرده و ادامه میدهد" در ایران کوهی نمانده است که نرفته باشم ولی اسم کوهها را به یاد ندارم".او هشت سال است که میان صخرههای عینالی درخت کاری میکند و نیز در مکانهای مختلفی از ایران نیز درخت کاشتهاست و در این منطقه که در زبان محلی کوهنوردان به آن بالاتر از « جن دره سی» گفته میشود هشت سال است که هر روز از ساعت ۷صبح تا شب اینجا بوده و به کاشت درخت، نگهداری و هرس درختان مشغول می باشد.

او می گوید"عاشق سرسبزی و زیبایی طبیعت هستم، من در دل کوهها و طبیعت بزرگ شدهام. طبیعت به من و امثال من نیاز ندارد بلکه ما انسانها هستیم که به طبیعت نیاز داریم".او دره ما بین صخرهها را با کاشتن درخت به یک فضای زیبا و دوست داشتنی تبدیل کرده است، شکاف صخرهها دارای شیب ۴۵ درجهای است که راه رفتن روی این شیب به سختی برای انسان ممکن میشود، شیب تند این دره نیز باعث نشده است که او از تصمیم خود منصرف شود. او با استادی تمام این منطقه را به یک قطعه درخت کاری تبدیل کرده است که انسان از تماشای آن لذت میبرد و به وسیله لولههای سه هزار متری که خریده است از محل نگهبانی سازمان عون بن علی تا محل درخت کاری لوله کشی کرده تا درختان را آبیاری کند و نیم ساعت پیادهروی میکند تا بتواند فلکه شیر آب را باز کند. درخت بادام، زردآلو، پسته، هلو، بلوط، سرو خمرهای، درختان سوزنی برگ، کاج، زبان گنجشک، گلابی، توت، مو و سیب زینت بخش این قسمت از صخرههای سخت هستند.

کوهنوردانی که پای ثابت کوهپیمایی هستند با ذولفعلی جوادی مشق عشق میکنند و از او درس استقامت میآموزند و در کنار آن از میوههای این درختان که حاصل دسترنج این پیرمرد باصفا است کامشان را شیرین کرده و لذت میبرند.این پیرمرد دوست داشتنی هوای حیوانات را نیز دارد، لابهلای صخرهها جایی برای مرغ و خروسها، سگها و محلی برای پرورش غازها ایجاد کرده است. همچنان که با دستش به لانه پرندگان اشاره میکند میگوید: روستا زادهای هستم که خداوند ذهن و قدرتی به من داده است که هر کاری را با تجربههایی که به دست آوردهام انجام میدهم.تعدادی از درختان کاشته شده را با هزینه شخصی و تعدادی از درختان را از شهرداری تهیه کرده و تعدادی از درختان را نیز کوهنوردان برای کاشت هدیه دادهاند و به لطف خداوند او هر درختی که میکارد سبز میشود.ایشان هر روز از خانه خود تا محل کاشت درختان مسیر یک ساعته را طی کرده و به عشق زندگی در دل طبیعت خود را به اینجا میرساند. در تابستانها از ساعت هفت صبح تا ساعت ۹شب و زمستانها تا ساعت ۶ عصر اینجا است.نامبرده لابهلای حرفهایش مدام تکرار میکند "۶۵سال کوهنوردی کردهام و یاد گرفتهام برای طبیعت مفید باشم و آسیبی به طبیعت نزنم".

او همچون فرهاد تیشه به سنگ زده و صخرههای سخت را با دستان مقاوم و تلاشگر خود کنده و از دل صخرهها برای کوهنوردان پناهگاه درست کرده است تا اگر کوهنوردی در سرمای سخت کوهستان دچار مشکل شده باشد در این پناهگاه پناه بگیرد.وی میگوید" چندین ماه طول کشید تا توانستم صخرههای سخت را بکنم و بتوانم این چاردیواری را به عنوان پناهگاه احداث کنم و دو پناهگاه احداث کرده ام که هر کدام از آنها سه اتاق دارند و در یکی از اتاقها بساط کرسی هم به راه است".

نامبرده به عشق کوهنوردان کارهای زیادی کرده و میگوید: چطور ما کوهنوردان در طی این همه سال به کوههای مختلف رفته و از امکانات آنها استفاده کردهایم برای همین ما نیز باید برای کوهنوردان آینده خدمات ایجاد کنیم( قابل توجه همنوردان عزیز شرکت).این پیر مرد کوه نورد می گوید "هر ماه ۶۰ بار این مسیر را میروم و میآیم و برخی روزها برای آوردن آب چند نوبت مسیر را طی میکنم وقتی از او در مورد طولانی بودن مسافت و اینکه آیا پاهایش درد میکند میگوید: از کودکی در طبیعت بزرگ شدهام و تاکنون حتی یک بارهم قرص مصرف نکردهام، پاهایم اصلا درد نمیکند. از همین گیاهان دارویی مثل« امن کمنجی» استفاده می کنم علاوه بر آن ساعتهایی که کار خاصی نداشته باشم زیر کرسی مینشینم و پاهایم همیشه گرم است و این موجب صحت و سلامتی بدنم است".ایشان به گزارشگر مربوطه که تصویرش نیز با آقای جوادی آمده شعری را به زبان آذری می گوید که مضمونش چنین است"هر وقت دلتنگی به سوی کوه بیا، صفا در کوه است، محبت در کوه است، چشم و دلم همیشه با کوه است"و نیز میگوید"سختیها، مشقتها و مرارتهای زیادی دیده و کشیدهام ولی همه این سختیها به عشق دیدن مردمی که میآیند و از این مناظر زیبا استفاده میکنند از یادم میرود، دلم به صفای باطن مردمی خوش است که به عشق طبیعت دل به کوه زده و کوهپیمایی میکنند".وی به شدت از دست افرادی که شاخ و برگ درختان را میشکنند ناراحت است که حدی برای آن نمیتوان تصور کرد،و میگوید" وقتی ببینم فردی بوتهای را آتش زده است با سرعت تمام خودم را میرسانم تا آن آتش را خاموش کنم، وقتی ما بوتهها را به آتش میکشیم باعث تخریب مراتع و زمینهای حاصلخیز میشویم. وقتی کسی آسیبی به درخت میزند انگار جسم و روح مرا میخراشد به قدری ناراحت میشوم که اندازهای ندارد".

البته ما هر وقت به کوههای آذر بایجان رفته ایم مردم این سامان در حفظ طبیعت و کو هها بیش از سایر نقاط کشور تلاش دارند البته برای این پیر مرد کوهنورد کمش نیز زیاد است. و نکته مهمی که باید همگان به آن توجه نمایند مطلبی است از قول یک متخصص محیط زیست "طبیعت به زبان خود به ما میگوید اگر میخواهید در امان بمانید دست از تجاوز بردارید و فرهنگ همنشینی با من را بیاموزید". و این نکته ای است که در سیل اخیر نیز به علت بی توجهی و آسیب به طبیعت برایمان بیشتر نمایان شد اگر عبرت گیر و پند پذیر باشیم!
با وجودی که این پیرمرد جوان دل سالها در دل کوه زحمت میکشد و مسوولان مربوطه نیز در جریان هستند ولی تاکنون حتی یک نفر از مسوولان از او نپرسیده است که در اینجا چه میکنی، اصلا این منطقه را آباد یا تخریب کردهای؟ وی با اشاره به این موضوع ادامه می دهد"چندین سال است که به تنهایی و فقط به عشق طبیعت اینجا کار میکنم ولی تا کنون هیچ مسئولی سراغی از من نگرفته است که اینجا به تنهایی به چه کاری مشغول هستم!".
نکات قابل توجهی در رابطه با این نوشتار درپست آتی خواهد آمد انشاء اللله
ما را در سایت باورمان نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 199