آلودگی

از آنجاییکه نوشته های اینجانب بیشتردر ارتباط با طبیعت می باشد. در این رابطه با توجه به وقایع سهمیه بندی و گران شدن بنزین مقاله ای را تحت عنوان آلودگی که کمتر از این متظر در رسانه ها و فضای مجازی مطرح شده است ، به شرح زیر به آن می پردازم.
اشک های طبیعت سرزمین مان را می بینیم. وسعت فاجعه انقراض(مرگ تالاب ها، نابودی مراتع پر از گیاه، به شماره افتادن تنفس جنگل، هجوم گرد و غبار، فرونشست دشت، آلودگی آب های زیرزمینی و پیشروی بیابانهای خشک) را باور می کنیم...ولی هربار با دیدن تنها یک نشانه از حیات، ایمان می آوریم به این که هنوز می توان کاری برای حفظ داشته های با ارزش سرزمین مان انجام داد...به این که همیشه امیدی هست! طبیعت ما همان چیزی است که ساده و آرام، به قیمت توسعه ناپایدار، رفاه کوتاه مدت و رکورد شکنی های نامعقول در حال نابودی است و این خاص کشور ما نیست که بیشتر نقاط جهان گرفتارآنند و این حاصل عدم مدیریت صحیح در پیشرفت و تکنولوژی است و تنها مسؤولان نیستند که مقصرند. هر کس به اندازه هوایی که تنفس می کند به درختان مدیون است! درختانی که برگهایشان در خیابان های کلان شهرها بر اثر عبور و مرور مَرکب های دود زا ( به ویژه تهران بزرگ)هاله ای از سیاهی فرا گرفته است و گاه ، شاخص هوا، وضعیت بسیار خطرناکی را نشان می دهد و ناچار شهری تعطیل می گردد.
در اعتراضات اخیر به جهت افزایش قیمت بنزین و سهمیه بندی آن به علت تاثیر در قیمت سایر کالاها اگر چه سخن حقی است ولی فاجعه بار تر از آن سلامتی انسانهاست که به علت مصرف گرایی و آلوده نمودن فضای شهرها به جهت عبور و مرور بی حساب خود روها و همچنین عدم کیفیت مناسب آنها در خطر جدی است و نشانه های آن ملموس و آشکار است اما دریغ ازحتی یک مطالبه ی مردمی! که چرا باید هر روز شاهد فزونی این ماجرای خسارت زا باشیم!!!. و حتی مسئولین در ارتباط هم کمتر در این مورد توضیح می دهند زیرا با مطالبات مردمی مواجهند که به جهت توسعه تفکری کاذب که خود نیز بعضاً مسؤول آن بوده اند( رفاه بیشتر در صورت دارا بودن خودرو!) فرهنگ مصرف گرایی بی حد و حصر، دامنگیر بیشتر مردمان شده است و نیز منافع مافیای کارخانه های بزرگ تولید بی کیفیت خودرو در خطر است! و تعطیلی و کم شدن فعالیت آنها مستلزم بیکار شدن هزاران نفری است که در این رابطه مشغولند. و اقداماتی را هم که قبلاً در نظر گرفته شده بود و تا حدودی در حال نتیجه دادن بود به جای این که ادامه داشته باشد و در صورت نیاز اشکالاتش را بر طرف نمایند از سر لج بازی ملغی نمودند و این عین دیکتاتوری در پناه آزادی خواهی است ولی برای گذر از این فاجعه زیستی بویژه در شهرهای بزرگ اگرچه هزینه دارد باید فکری کرد. زیرا مهم تر، سلامتی و حیات انسانهاست و گمان نمی رود تنها با افزایش قیمت سوخت و سهمیه بندی آن اگرچه می تواند یکی از راه حل ها باشد ولی به تنهایی نمی تواند این معضل بزرگ زیستی را یا به زغم دولتمردان و کارشناسانی که دولت به نظر آنها جهت پیشگیری از قاچاق سوخت احاله می نماید برطرف نماید چرا که با توجه به وجود نقدینگی زیاد و سیستم غلط بانکی به علت بهره گیری و بهره دهی زیاد و اقتصادی که مبنایش بر پایه های صرفاً لیبرالیستی نهاده شده و جهت رد گم کردن لعاب اسلامی را به آن نهاده اند و یا موارد دیگر ازجمله تحریمها به علت مقاومت مردمی که جهت استقرار نظام اسلامی و استقلال کشور در برابر زور گویی مستکبرین،بهای زیادی پرداخته اند و همجنین وا دادگی عده ای غربگرا و مرفه بی درد که تا ارکان بالای حکومتی نفوذ نموده اند نرخ ارز هر روز بالاتر رفته و باز قیمت سوخت نسبت به کشورهای همجوار ارزانتر می شود و جلوگیری از قاچاق به این شیوه کمتر میسر است و تجربه به خوبی این را نشان میدهد. و پیشگیری گرانی سایر کالاها بعلت گران شدن بنزین نیز با تمامی تمهیداتی که اندیشیده می شود تقریباً غیر ممکن است و اگر هم انجام شود مقطعی است بنابراین باید فکر دیگری کرد و تدابیر دیگری اندیشید. در نوشتاری دیگر به شرط حیات به مبحث دیگری در این رابطه خواهم پرداخت.
امید است چنانچه نوشته فوق مورد توجهتان قرار گرفت اطلاع رسانی نمایید.اگرچه آلودگی هوا فقط از طریق مصرف بنزین و عبور مرور خود رو ها ایجاد نمی شود که عوامل زیاد دیگری را نیز شامل می شود ولی چون گران شدن بنزین بحث روز است به آن پرداخته شد.
ع- نوری آذر 98
باورمان نیست...ما را در سایت باورمان نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104