ما همه حلقههای یک زنجیریم
ضمن مرور رسانه ها مطالبی را مشاهده نمودم به نظرم رسید بخشی از آن را با ویراستاری که روی آن انجام داده ام تحت عنوان فوق و به شرح زیر ارائه نمایم.
"متاسفانه ما خوب حرف میزنیم، قشنگ حرف میزنیم اما وقتی قرار است حرفها خود را عملیاتی کنیم یخ میزنیم و قدم از قدم بر نمیداریم
مغازهداری که بیشتر از عرف از مردم سود میگیرد نمیتواند انتظار داشته باشد راننده تاکسی هم از او کرایه را به اندازه بگیرد. کارمند ادارهای که از وقت کارش برای امور شخصیاش میزند، نمیتواند از قصاب محلهاش انتظار انصاف داشته باشد.
ما همه حلقههای یک زنجیریم و اگر در این سلسلهای از بدی در این حلقه شکل بگیرد این زنجیر تا انتها بد میشود و خوبهای جامعه را هم درگیر میکند.
بعضی از ما فکر میکنیم همه مشکلات زیر سر دیگران بویژه مسئولین است و آن را نیز با آب و تاب و گاه با اضافاتی نقل کرده یا از طریق فضاهای مجازی به تمام کسانی که می شناسیم ارسال می کنیم اما وقتی نوبت به قضاوت رفتار خودمان میرسد، یک عینک دودی تیره به چشم میزنیم و به آهستگی از کنار هم رد میشویم که انگار نه خانی آمده است نه خانی رفته است.
متاسفانه ما بعضاً دچار استدلال خطرناکی شدهایم که مثل کرونا به جان جامعه افتاده است. آن استدلال هم این است:« او گرفته است، ما چرا نگیریم. او خورده است، ما چرا نخوریم. او سود کرده ما چرا سود نکنیم اگر یک یا چند مسئول خلاف کردند همه را به یک چشم نگاه می کنیم در صورتی که خادمان زیادی وجود دارند که خدمتشان بیشتر در خفا است و یا حتی اگر هم ظاهر است آن را نادیده می گیریم »
همین رفتار باعث میشود که به دیگران به عنوان نردبان نگاه کنیم و برای بالا رفتن پایمان را روی شانههای دیگران بگذاریم.
بگذارید مثالی برایتان بزنم. برخیها در مترو یا اتوبوس وقتی یک صندلی خالی به دست میآورند و روی آن مینشینند، اولین کاری که میکنند این است که چشمهای خود را میبندند یا میخوابند یا خود را به خواب میزنند. این رفتار حاوی یک پیام است. من نمیخواهم جای خود را به فرد دیگری بدهم حتی شما پیرمرد یا خانم عزیز!
این مثال شده است واقعیت زندگی بخشی از جامعه ما. چشمهای خود را بستهایم تا دیگران را نبینیم. تا رسیدن به مقصد روی صندلی امن نشستهایم و رنج پیرمرد ایستاده را هم ندیدیم. احتمالا در هنگام پیاده شدن هم وجدان راحتی داریم!" البته همگان به این گونه نیستند ولی متاسفانه جزو روش و منش بخشی از جامعه ماست که لازم است بیشتر به آن بیاندیشیم و به اصلاح آن بپردازیم زیرا رفتار هایمان انعکاسی است مانند خود .
باورمان نیست...
ما را در سایت باورمان نیست دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 110